هفت دقیقه

برچسب -روضه

داستان سفیر روم و سر امام حسین(ع)

سفیر روم به یزید گفت این سر بریده کیست؟ گفت: این سر فرزند دختر پیامبر ماست. گفت به خدا قسم شما باطل هستید و او حق است، چگونه می شود با فرزند دختر پیامبرتان اینگونه رفتار کنید!؟ یزید دستور داد سر او را بزنند.

دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد

کربلا کعبه عشق است و من اندر احرام / شد در این قبله عشاق دوتا تقصیرم
دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد / چشم من داد از آن آب روان تصویرم
باید این دیده و این دست کنم قربانی / تا که تکمیل شود حج من و تقدیرم