هفت دقیقه

برچسب -محرم 97

داستان سفیر روم و سر امام حسین(ع)

سفیر روم به یزید گفت این سر بریده کیست؟ گفت: این سر فرزند دختر پیامبر ماست. گفت به خدا قسم شما باطل هستید و او حق است، چگونه می شود با فرزند دختر پیامبرتان اینگونه رفتار کنید!؟ یزید دستور داد سر او را بزنند.

دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد

کربلا کعبه عشق است و من اندر احرام / شد در این قبله عشاق دوتا تقصیرم
دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد / چشم من داد از آن آب روان تصویرم
باید این دیده و این دست کنم قربانی / تا که تکمیل شود حج من و تقدیرم

ماجرای رباب و امام حسین علیه السلام

اباعبدالله الحسین علیه السلام در عشق رباب شعر می گفت، می فرمود: خانه ای که در آن سکینه و رباب هستند را دوست دارم، رباب کسی است که یکسال به یاد حسین علیه السلام زیر سایه نرفت و در اثر نشستن زیاد زیر آفتاب از دنیا رفت.