این مقاله گزیدهای ارزشمند از 110 توصیه عملی و عرفانی حضرت آیتالله بهجت (ره) را در هشت موضوع کلیدی ارائه میدهد. مطالب که از منابع معتبر استخراج و دستهبندی شدهاند، مسیر رشد معنوی را از «معرفت الهی» آغاز کرده و با گذر از مباحثی مانند «اصلاح نفس»، «نماز»، «توجه به قرآن و اهلبیت» و «انتظار فرج»، تا «مرگ و آخرت» و «اذکار ویژه» پیش میبرند. این مجموعه، نقشهای جامع و کاربردی از یک زندگی دینی آگاهانه و بیدار، بر اساس مکتب اخلاقی این عارف واصل ترسیم میکند.
بخش اول: معرفت الهی و حضور در محضر حق
۱. معرفتالله اعظم العبادات است و همه تکالیف مقدمه معرفت خدا هستند.
۲. تمام نقص بشر، در اثر پیروی نفس و دوری از تعالیم و متابعت انبیاء (علیهم السلام) است.
۳. اساس عبودیت و بندگی، حبّ است.
۴. کسی که از معنویات و معرفت خدا بهرهمند است، چه حاجت به کیمیا دارد؟! چه کیمیایی بالاتر از خداشناسی؟!
۵. اگر کسی اهلیّت داشته باشد یعنی طالب معرفت باشد و در جدیّت و خلوص داشته باشد، در و دیوار به اذن الله معلّمش خواهند بود!
۶. انسان خود را در محضر خدا ببیند و خدا را در همه احوال، مطلع از خود و در همه جا حاضر و بر همه کارها و احوال خود، ناظر بداند.
۷. کسی که بداند در مَرآی و مَسمع خدا است، نمیتواند گناه کند. تمام انحرافات ما از این است که خدا را ناظر و شاهد نمیبینیم.
۸. برای اداره تمام جهان کافی است که انسان، عاقل و مؤمن و متدین باشد. دیانت و عقل، برای اداره کره زمین کفایت میکند.
۹. لازم نیست یک کتاب باشد یک کلمه کافیست که بدانی : «خدا میبیند».
۱۰. اگر بنده توجه و ارتباطش را از غیر خدا قطع کند، ارتباطش با خدا قهری است.
۱۱. الهام، مرتبه عالیهای است مقارن با وحی، ما طالب نیستیم وگرنه فیض الهی منقطع نیست و نمیشود.
۱۲. ما باید در اعتقادات و اعمال از تحصیل رضایت خدا، لحظهای غافل نشویم و مسامحه نکنیم که اگر مسامحه بکنیم، در همان آن، خاسر و زیانکار شدهایم!
۱۳. بارها گفتهام و بار دگر میگوییم: کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین او است، احتیاج به هیچ وعظی ندارد.
۱۴. آیا ما بیش از این حاجت داریم که همین قدر مطّلع باشیم که: خدا بر ظاهرِ ما و بر باطنِ ما مطّلع است؟!
بخش دوم: اصلاح نفس و شاهکلید ترک معصیت
۱۵. شاهکلید اصلی رابطه با خدا گناه نکردن است.
۱۶. از ما، عمل چندانی نخواستهاند! مهمتر از عمل کردن، عمل نکردن است! تقوا یعنی عمل گناه را مرتکب نشدن!
۱۷. همهی رذایل اخلاقی، از ضعف در معرفت خداوند متعال پدید میآیند!
۱۸. معصیت، اختصاص به کبائر معروفه ندارد، بلکه اصرار بر صغائر هم، کبیره است.
۱۹. هیچ ذکری بالاتر از ذکر عملی نیست. هیچ ذکر عملی، بالاتر از ترک معصیت در اعتقادیات و عملیات نیست.
۲۰. ترک معصیت، حاصل نمیشود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت.
۲۱. علاج ما، اصلاح نفس است در همه مراحل، و از این مستغنی نخواهیم بود و بدون این، کار ما تمام نخواهد شد.
۲۲. تا به خود نرسیدیم و خود را اصلاح نکردیم، نمیتوانیم دیگران را اصلاح کنیم.
۲۳. ما باید باب توجیه خطا و اشتباه را به روی خود ببندیم و برای هر خطا، زبان به استغفار بگشاییم و اگر قابل جبران باشد، جبران کنیم.
۲۴. اکثر بدبختی ما همین است که عِلممان با عَملمان هماهنگ نیست!
۲۵. آنچه میدانید، عمل کنید و در آنچه نمیدانید احتیاط کنید تا روشن شوید.
۲۶. هر که عمل کرد به معلومات خودش، خداوند مجهولات او را معلوم میفرماید!
۲۷. مواعظ عملیه، بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قولیه است!
۲۸. خدا نکند حرام در نزد انسان زینت داده شود! این یک بیماری قلبی است که انسان به آن مبتلا میشود.
۲۹. وای بر ما اگر در خصوص خوردنیها و نوشیدنیها از حرام اجتناب نکنیم! زیرا همین غذاها است که منشأ علم و ایمان و یا کفر ما میشود!
۳۰. خوردن غذای شبههناک و نیز غذای کسی که از حرام پرهیز ندارد انسان را مریض و از عبادات محروم میکند و یا سبب سلب توفیق میشود.
۳۱. به گناهان صغیره نزدیک نشویم که اصرارشان ما را به کبایر و همین طور تا به مراتب عالیهی خطا و گناه میکشاند.
۳۲. اگر راه عبودیّت و ترک معصیت تا آخر مشکل بود، و به سهولت و رغبت منتهی نمیشد، مورد تکلیف و ترغیب و تشویق خالق قادر مهربان قرار نمیگرفت!
بخش سوم: نماز و آداب بندگی
۳۳. نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است.
۳۴. نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّتبخشترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست!
۳۵. قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرِّبی است که بالاترین آنها نماز است.
۳۶. نماز شب، مفتاح توفیقات است.
۳۷. در تعبدیات، کوه کندن از ما نخواستهاند، سختترینش نماز شب خواندن است که در حقیقت، تغییر وقت خواب است.
۳۸. گوی سبقت را نماز شبخوانها ربودند.
۳۹. معیار اصلی، نماز است؛ وقتی نماز درست شد، با حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است!
۴۰. مقید بودن به نماز اول وقت زمینهساز توفیق الهی در کامل شدن نماز است.
۴۱. تا انسان از لغو اجتناب نکند، نمیتواند در نمازش خاضع باشد و حضور قلب داشته باشد.
۴۲. یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ خود را کنترل کنیم.
۴۳. ذکر، بالاترین کمال برای بشر است.
۴۴. انسان باید دائمالذکر باشد! زیرا کسی که دائمالذکر باشد، همواره خود را در محضر خدا میبیند.
۴۵. شیطان از سجده طولانی میترسد.
۴۶. سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.
۴۷. لذتهای دیگه رو ترک کن لذت عبادت خودش میاد سراغت.
۴۸. تکبیر برای ورود به نماز و تسلیم برای خروج از آن است؛ نمازگزار با تکبیر در حرم الهی وارد میشود.
بخش چهارم: قرآن، احادیث و تحصیل علم
۴۹. برنامۀ قرآن، آخرین برنامۀ انسانسازی است که در اختیار ما گذاشته شده است.
۵۰. ما وظیفه داریم که در تعلیم، تعلم، تلاوت و عمل به قرآن کوشش کنیم.
۵۱. اگر از قرآن استفاده نمیکنیم، برای آن است که یقین ما ضعیف است.
۵۲. مدام به قرآن نگاه کردن، دوای درد چشم است.
۵۳. ما باید با احادیث سر و کار داشته و آنها را مطالعه کنیم؛ چرا که شفا در اینها است.
۵۴. هر روز، یک روایت از کتاب (جهاد النفس) وسائل الشیعه را مطالعه کنید؛ سر یک سال، عوض شدهاید!
۵۵. باید هر کسی در شبانه روز، مقداری از وقت خود را صرف تحصیل علوم دینیه کند، ولو به فرض، یک ساعت.
۵۶. مراجعه به تراجم [شرح حال] علمای سلف به منزله مراجعه به کتابهای معتبر اخلاقی است.
۵۷. علت عقبماندگی ما، ترک مستحبات است. علمای سابق بدان ملتزم بودند.
۵۸. برای حافظان قرآن سزواراست که قرآن را تکرار کنند، شایسته است روزی یک جزء بخوانند.
بخش پنجم: حضرت ولیعصر (عج) و انتظار فرج
۵۹. سبب غیبت امام زمان (عج) خود ما هستیم.
۶۰. دعای تعجیل فَرَج، دوای دردهای ما است.
۶۱. مهمتر از دعا برای تعجیل فرج، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم و عدم انکار حضرت تا ظهور او میباشد.
۶۲. انتظار ظهور و فرج امام زمان «عج» با اذیت دوستان آن حضرت، سازگار نیست!
۶۳. خدانکند که برای تعجیل فرج امام زمان دعا کنیم، ولی کارهایمان برای تبعید فرج آن حضرت باشد!
۶۴. راه خلاص از گرفتاریها منحصر است به دعا در خلوات برای فرج ولی عصر (عج) همراه با توبه.
۶۵. ظهور آن حضرت اَهَم حاجات ماست.
۶۶. حضرت امام زمان (ع) از پدر و مادر هم به ما مهربانتر است.
۶۷. راه ارتباط با امام عصر (عج)، عمل کردن به دفتر امام زمان (عج) [خواستههای ایشان] است.
۶۸. قلب مومن جزیره خضراء است، هرجا باشد، حضرت در آنجا پا میگذارد.
۶۹. افسوس که همه برای برآورده شدن حاجات شخصی خود به مسجد جمکران میروند و نمیدانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد.
۷۰. اگر اهل ایمان پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، امکان ندارد مورد عنایت واقع نشوند.
۷۱. ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم، دستگیری ولی خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم.
بخش ششم: اهلبیت (ع)، ولایت و عزاداری
۷۲. اگر مسأله امامشناسی بالا رود، خداشناسی هم بالا میرود. زیرا چه آیتی بالاتر از امام؟!
۷۳. گریه بر سیدالشهدا (ع) از همه مستحبات بالاتر است حتی از نماز شب!
۷۴. فردای قیامت که هیچ چیز از انسان نمیخرند، اشک بر سیدالشهداء را مثل دانه دُری برایش نقد میکنند.
۷۵. مجلس روضه فقط روضهخوانی نیست، بلکه مجلس درس احکام و معارف و عقاید و ترویج مذهب است.
۷۶. فایده اشک این است که اتصال روحی انسان با خود سیدالشهدا (ع) و با حضرت رسول (ص) و با خداست.
۷۷. تمام هیئات را به جهت اینکه به نام سیدالشهداء (ع) برپا میشوند، حسینی بدانیم و این امر سبب کدورت و نزاع نشود.
۷۸. شفا در تربت او [امام حسین] آخرین و شدیدترین مرحله درد و بیماری را که همه اطبا از مداوای آن عاجزند، شامل میشود.
۷۹. حضرت فاطمه زهرا (س) با همان وصیتی که کرد شبانه دفن شود پیروز است پیروز است.
۸۰. زیارت امام رضا (ع) از زیارت امام حسین (ع) بالاتر است، چرا که فقط شیعیان اثنا عشری به زیارت ایشان میآیند.
۸۱. اهم آداب زیارت این است که بدانیم، بین حیات معصومین (ع) و مماتشان، هیچ فرقی وجود ندارد!
۸۲. چقدر شیعیان باید شکرگزاری کنند که سر و کارشان با اهل بیت است و خداوند نعمت ولایت را به آنها عطا نموده است.
بخش هفتم: مرگ، آخرت و توکل
۸۳. مرگ، تولد روح است. نسبت این دنیا و عالم آخرت، مثل شکم مادر و عالم رحم با این عالم است.
۸۴. انسان چه قدر به مرگ نزدیک است و در عین حال، چه قدر آن را دور میپندارد!
۸۵. وداع از این دنیا برای ما بسیار نزدیک است ولی ما آن را بسیار دور میبینیم وگرنه اینقدر با هم نزاع نداشتیم.
۸۶. وقتی که روح انسان به عالم دیگر رفت، میفهمد این همه تشریفات در دنیا لازم نبود.
۸۷. خوشا به سعادت کسی که با حال خوب از دنیا برود و در آخرت، خوب مورد استقبال قرار گیرد!
۸۸. اعمال ما محفوظ است و عکسبرداری شده است؛ آیا شهادت دست و پا و دیگر اعضا و جوارح شوخی است؟!
۸۹. اگر ما به اندازه ای که این بچه به مادرش اطمینان دارد به خداوند اطمینان داشتیم، همۀ کارهایمان درست میشد.
۹۰. خوبی و خوشی عیش، تنها به زیادی وسایل راحتی نیست؛ راحتی درونی و آرامش دل، به داشتن وسایل رفاه نیست.
۹۱. زهد، با داشتن دنیا منافات ندارد؛ میزان دل بستن یا نبستن به دنیا است.
۹۲. دنیاپرستان را بنگرید که به چه دل بسته اند؛ به دنیایی از کاغذ و مقوا و خانۀ عنکبوت!
۹۳. اگر بخواهیم محیط خانه گرم و باصفا باشد، فقط باید صبر و استقامت و گذشت و چشمپوشی را پیشه خود کنیم.
۹۴. کثرت مجالست با اهل غفلت مزید قساوت و تاریکی قلب و استیحاش از عبادت است.
۹۵. با کسی نشست و برخاست کنید که همین که او را دیدید به یاد خدا بیفتید.
۹۶. شُکر، موجب ازدیاد نعمتها است.
۹۷. در رسیدن به مقصود، باید صبر کرد؛ در صبر، حالت خوف و رجا نهفته است.
بخش هشتم: اذکار و دستورالعملهای خاص
۹۸. برای دوری از ریاء: با عقیدۀ کامل، اِکثار حوقله (زیاد گفتن: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم).
۹۹. برای درمان عصبانیّت: با عقیدۀ کامل، زیاد صلوات فرستادن.
۱۰۰. جهت علاج غرور: اِکثار حوقله (زیاد گفتن: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم).
۱۰۱. جهت برطرف شدن وسواس: اِکثار تهلیل (زیاد گفتن: لا إله إلاّ الله).
۱۰۲. برای یافتن هر چه که گم شده یا دزدیده شده: (أَصبَحتُ فی أَمانِ الله، أَمسیتُ فی جِوارِ الله).
۱۰۳. برای فراوانی روزی: (اللّهم أَغنِنی بِحَلالِِکَ عَنِ حَرامِکَ، وَ بِفَضلِکَ عَمَّن سِواک) همراه با صلوات در آغاز و پایان.
۱۰۴. برای محفوظ ماندن هر صبح و غروب سه بار: (أَللهُمَّ اجعَلِنی فِی دِرعِکَ الحَصینَةِ الّتی تَجعَلُ فیها مَن تُرید).
۱۰۵. برای سلامتی چشم بعد از نماز: خواندن آیة الکرسی و گفتن (أَللهُمَّ الحفَظ حَدَقَتَیَّ بِحَقِّ حَدَقَتی عَلِیِّ بنِ أَبیطالِبٍ أَمیرِالمُؤمِنینَ).
۱۰۶. برای شفای مریض: استفاده از آب زمزم و تربت سیدالشهداء و صدقه دادن به افراد زیاد و خواندن سوره حمد.
